داستان دل - قسمت 3

دختره داشت نقاشی می کشید، با دوربین رو نقاشی اش زوم کردم... تا بیشینه دوربین روی بزرگنمایی بود و از این بیشتر نمیشد زوم کنم؛  به سختی توی دوربینم نقاشی اش رو می دیدم... وای که چه طراحی و رنگ آمیزی ای داشت خیلی هنرمندانه بود. دیدم که داشت کوه می کشید و یک درخت در جلوی کوه بود و تاب هم به آن وصل شده بود و روی تاب یک پسر تنها که سرش رو به پایینه؛ نشسته بود... منم به خودم گفتم «پس این احساس تنهایی رو همه دارن... اما من بدتر...» دیدم که دختر سرش رو به اون طرف و این طرف می بره و یک دفعه ای داره سوی من رو نگاه می کنه و منم یکه خورم که نکنه من رو داره می بینه... دیدم داره دستش رو تکون میده و انگار که من رو شناخته باشه! و داره اشاره می کنه که برم پیشش! دست و پام رو گم کرده بودم! ولی خوشحال هم بودم!

بعد از کمی تامل رفتم پیشش اونقدر سردرگم بودم که یادم نیست سلام کردم یا نه! بعدش اون من رو به پدر و مادرش معرفی کرد و پدر و مادرم هم کنار اونا بودن... ازشون پرسیدم چرا این جا هستن و گفتن که «اصلاً رفتارت معلوم بود که خیلی دوست داشتی با دختره دوست بشی؛ برای همین هم وقتی ما اینجا اومدیم و درموردت به کامران – پدر دختره- و خود دختره گفتیم نتنها دخترشون خوشحال شد بلکه گفته اصلاً منتظر این بود که باهات دوست بشه!» منم که خوشحال شدم و دست دختره رو توی دستم گرفتم و دست هم رو با محبت فشار می دادیم... و صحبت ها هم گرم می گرفت.. نکته جالب اینجا بود که از لحاظ فرهنگ، عقیده و... شبیه به هم بودیم و به هم می خوردیم... پدرش ضمن احوال پرسی این جوری ادامه داد که یه خونه توی آلمان دارن که هروقت شد بریم اونجا بعدش یه عکسی از اون خونه به ما نشون داد. درون عکس خودشون و خانواده با اون پورشه و یه بوگاتی هم دیده می شد پشت سرشون هم یه خونه مجلل زیرپیلوتی با حیاطی خیلی بزرگ و سرسبز بود و کوه ها و تپه ها هم از دور و از نزدیک آشکار بودن درخت های نارنج بالای نهر جاری کوچکی که به یک دریاچه می رسید و از یک چشمه بالای کوه سرچشمه می گرفت وجود داشتند. یک بهشت واقعی...

  کنجکاو شدم که اصلاً ایشون چیکاره هستن که اینقدر خوب زندگی می کنن... ازش پرسیدم که چی کاره هست و گفت که دکترای مهندسی مکانیک- طراحی جامدات رو داره ودر چندین شرکت خودرو سازی مشهور و لوکس جهان کار می کنه و از دانشگاه آکسفورد هم لوح تقدیر بهترین مهندس رو از آن خود کرده.

/ 0 نظر / 30 بازدید